برو به محتوای اصلی
محمد زهتابی
بازی ساز
سال گذشته پرسیده شده

خیلی ها از من سوال می کنند چگونه وارد بازی سازی شوند و از کجا بفهمند که برای چه کاری مناسب هستند؟ پاسخ شما چیست؟

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جامعه بازی‌سازان ایران می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربه‌تون رو به اشتراک بگذارید!

بهترین راه تجربه کردن حتی اندک در حوزه های مورد علاقه هستش تا بهتر متوجه بشن کدوم حالشون رو بهتر می کنه و ازش لذت می برن

شخصا به چند نفر پیشنهاد کردم و الان هر کدومشون تو راه خودشون افتادن، 

یه نفر از برنامه نویسی شروع کرد ولی الان مدل ساز شده

 

 

سید احمد داداش‌نژاد
از اعضای بازی‌سازباش

سلام محمد جان

به نظرم صادق عزیز و وهاب‌خان از دریچه درستی به موضوع نگاه کردند و پاسخ دادند. به همین دلیل برای این که صحبت‌های دوستان رو تکرار نکنم از دریچه‌ دیگری همسو با این عزیزان به سوال شما پاسخ میدم.

1- ما در عموم موارد نمی‌دونیم چه می‌خوایم و دنبال چه چیزی هستیم و به همین دلیل هم تعداد افرادی که در یک شغل ماندگاری بالایی داشته باشند و در عین حال خوشحال هم باشند کم هست. یا از سر اجبار و ترس از تغییر شرایط در شغل خودمون باقی موندیم یا این که دائم در حال تغییر شغل هستیم.

عموماََ احساسی تصمیم می‌گیریم اما منطقی توجیه می‌کنیم. بیشتر افراد چون به این مفاهیم فکر نمی‌کنند و برداشت درستی ندارند پیش‌بینی احساسی اشتباهی هم دارند. مثلا عموم افراد جامعه فکر می‌کنند وقتی حالشون با یک نفر خوبه پس تا ابد همین‌طور هست و اگر یک بار بینشون بحثی پیش بیاد که طبیعی هم هست کلی ناراحت میشن یا این که فکر می‌کنیم اگر بریم دانشگاه و مدرک بگیریم یا برعکس اگر دانشگاه نریم قطعاََ و حتماََ آینده درخشانی خواهیم داشت. 

با این تفاسیر بهتر هست هر چه زودتر خودمون رو در موقعیتی که دوست داریم قرار بدیم تا اگر متوجه شدیم باید موقعیت‌مون رو تغییر بدیم و جای اشتباهی اومدیم، راحت‌تر و با موانع کمتری سریعاََ این کار رو انجام بدیم. ضمن این که از همون ابتدا سعی کنیم از حال و هوای موقعیت‌های مختلف هم زودتر سر در بیاریم که حتی اگر انتخاب درستی هم کرده باشیم این موضوع کمک قابل توجهی در درک بهتر افراد دیگه تیم با تخصص‌های متفاوت داره. مثلاََ اگر برنامه‌نویس هستیم و حتی حال دلمون هم خوبه و مطمئنیم که جامون درسته با این حال باز هم سعی کنیم یک اطلاعات حداقلی از دپارتمان‌های دیگه و کارهایی که انجام میدن مثل گیم دیزاین، آرت و ... داشته باشیم.

2- برای کسانی که دوست دارند اطلاعات بیشتر و دقیق‌تری داشته باشند که چه نوع شغلی با توجه به ویژگی‎های شخصیتی‌شون می‌تونه مناسب باشه، مطالعه کتاب "شغل مناسب شما: کاری که برای آن ساخته شده‌اید انجام دهید۱۵۱" از پاول و باربارا تیگر با ترجمه مهدی قراچه داغی رو توصیه می‌کنم. عنوان اصلی این کتاب Do What You are  ۶۴هست.

مهم‌ترین مزیت کتاب در این هست که مخاطبین خودشون رو کسانی در نظر می‌گیرند که با شخصیت شناسی MBTI آشنا نیستند و حتی شاید تست MBTI رو هم ندادن. به همین علت، همه‌ چیز از پایه آموزش داده شده و قابل فهم هست.

کتاب مورد اشاره تیپ‌های شخصیتی مختلف رو بررسی کرده و میگه که هر تیپ شخصیتی چه ویژگی‎‌هایی داره و با توجه به اون ویژگی‌ها میشه چه انتظاراتی از اون فرد داشت و در چه زمینه‌هایی می‌تونه موفق‌تر عمل کنه. اگر هم می‌خوایم کاری رو انجام بدیم که یا تیپ شخصیتی الانمون جور در نمیاد نه این که نشد باشه اما باید زحمت زیادی رو مقبل بشیم تا اون خصیصه‌ای که نداریم رو بتونیم در خودمون ایجاد کنیم.

در دوره‌های رهبری و بهبود فردی که شرکت کردم از نزدیک شاهد تحول و انقلاب درونی افرادی بودم که با معرفی این کتاب و بیان مطالبش سر کلاس، به تازگی و در سنین بالا متوجه شده بودند چرا حال دلشون خوب نیست و شغلشون رو دوست ندارند و مقدمات تغییر شغل رو با توجه به توانایی و ظرفیتشون ایجاد کردند. البته این مطالی باعث خوشحالی خودم شد چون متوجه شدم در جای درستی قرار دارم و مصمم‌تر از قبل برای پیاده‌سازی ایده‌هام مسیرم رو ادامه دادم و موانع سرراهم از جمله بیماری و ... خیلی برام کمرنگ‌تر شد.

3- به صورت کلی چه به افرادی که این سوال رو می‌پرسند چه به خودمون توصیه می‌کنم کتاب‌ها و منابع مربوط به بهبود فردی۵۲ در سبد کتاب‌خوانی ما قرار داشته باشه چرا که هم موجب میشه شناخت بهتری از خودمون داشته باشیم هم این که با عزم و اراده قوی‌تری کارهامون رو انجام بدیم و زندگی برامون معنای زیباتر و عمیق‌تری پیدا کنه. برای افرادی مثل خودمون هم که مالک کسب و کار هستیم توصیه می‌کنم در کنار مطالعه کتاب‌ها و منابع مربوط به نقش و تخصص‌مون، در زمینه مدیریت، فروش و بازاریابی هم حداقل اطلاعاتی کسب کنیم حتی اگر این موارد رو به فردی دیگه تفویض کرده باشیم. 

ممنون بابت مطرح کردن این سوال مهم و پایه‌ای که زیاد از بازی‌سازها می‌پرسند. مخصوصا از زمانی که سایت بازی‌ساز‌باش۱۸۵ رو برای آموزش بازی‌سازی به کسانی که با دنیای بازی‌سازی آشنا نیستند راه‌اندازی کردیم، حجم سوال‌های پرسیده شده از ما بیشتر از این نوع هست.

موفق و سلامت باشی.

خیلی از دوستان جواب‌های عالی و کامل دادند. من هم دو تا پیشنهاد برای کسانی که سوال می‌پرسند دارم:
۱) همون فعالیتی رو انجام بده که با مشغول بودن به اون گذر زمان رو نفهمی و ازش خسته نشی.
۲)‌ اگر فعالیت شماره‌ی یک رو پیدا نکردی، تو بازه‌ی ۳ تا ۶ ماهه یه مهارت دیگه رو انتخاب کن.
- منظورم از فعالیت یادگیری مهارت مرتبط به بازی‌سازی مثل بخش هنری یا برنامه‌نویسی هست.
- اگر هم باز علاقه‌ش رو پیدا نکرد، بهش پیشنهاد می‌کنم یه مدت زمان بگذره و رشته‌های دیگه رو انتخاب کنه و بعد از گذشت مدتی اگر همچنان علاقه‌مند به این رشته بود فعالیت‌هایی که منجر به مهارت می‌شه رو دوباره از سر بگیره. 

گاهی خودم رو مثال می‌زنم که ۱۸ سالگی برنامه‌نویسی رو شروع کردم و بعد از ۴ - ۵ سال برگشتم و جدی ادامه‌ دادم. من دید خوبی داشتم که برنامه‌نویسی چیه و چه جنس کاری داره و بعد از گذشت زمان شخصیتم بیشتر شکل گرفته بود و تونستم به همین کار ادامه بدم. شاید اگر این رهایی و آزادی تصمیم‌گیری و پریدن از شاخه‌ای به شاخه‌ی دیگه نباشه تصمیم صحیحی نگیریم.
البته این رو هم می‌گم که از یه سنی به بعد به ثبات و تحمل سختی راهی که انتخاب کردید احتیاج دارید و اون رهایی برای قبل از این دوره‌ی در بند بودنه!

صادق برومند
برنامه نویس در Ubisoft Blue Byte

به نظر من اولین کاری که باید انجام بشه اینه که دید به چه تخصصی علاقه داریم. می‌تونیم از تحقیق در مورد تخصص‌های مختلفی که در بازیسازی وجود داره شروع کنیم مثل برنامه نویسی، طراحی بازی یا آرت.
من خودم از مدلسازی سه بعدی شروع کردم و در ادامه به طراحی بازی و طراحی مرحله پرداختم و در آخر برنامه نویسی رو به صورت تخصصی دارم ادامه می‌دم.

به نظر من بهترین کار اینه که اون تخصصی که بهش علاقه دارند رو شروع کنند و در مسیر یادگیری به این نتیجه میرسند که دوست دارند این کار رو به مدت مثلا 10 سال ادامه بدهند یا نه.
لینک‌های زیر خوبه برای افرادی که می‌خواهند بازیسازی رو شروع کنند:

محمدعلی ساعتچی
هم بنیان‌گذار و مسئول بخش بین‌الملل در Quiz of Kings

من سعی کردم تو این ویدئو۷۵ به صورت مختصر و در قالب ۶ گام، سوال رو بررسی کنم و جوابی براش ارائه بدم.

ازشون میپرسم که بیشتر به خلق کردن علاقه دارن یا حل مسئله (برای سنین پایین‌تر می‌پرسم ریاضی دوست داری یا نقاشی!). پاسخ با این سوال، مسیرهای هنری رو از مسیرهای تکنیکال جدا میکنه. در قدم بعد براش توضیح میدم که چه زیرشاخه‌های تخصصی‌ای توی هر مسیر  وجود داره و جایگاهش توی ساخت یه بازی کجای داستانه. با توجه به تجربیات قبلی خودشون و علاقمندی احتمالی، یک زیرشاخه رو انتخاب کنن و درباره‌ش مطالعه کنن و یادگیری رو شروع کنن و نگران این نباشن که آیا برای این کار مناسب هستن یا نه چون هرگز مجبور نیستن که همیشه توی اون شاخه ادامه بدن.

به مرور و با کسب تجربه و دانش بیشتر دربارهٔ بقیهٔ بخش‌های بازیسازی میتونن شاخه‌های مختلف رو امتحان کنن تا مسیری که توش احساس بهتری دارن رو انتخاب کنن و باز به حرکت در این چرخه ادامه بدن.

لا به لای حرف‌ها هم این باور رو تقویت میکنم که رسیدن به تخصص در هیچ کدوم از این مسیرها «سخت» نیست و هروقت احساس کردی که مسیر سخته یا ازش لذت نمی‌بری یعنی در مسیر صحیحی نیستی.

سوالات مشابه